دکتر ابوالفضل فاتح، مديرعامل اسبق ايسنا، در نامهاي خطاب به دکتر عماد افروغ، رئيس کميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي، دغدغههاي خود از نظام سلطه رسانهاي جهان را مطرح نموده و سياستگذاري براي شکلدهي و تقويت حضور بينالمللي رسانهاي ايران را از سوي قانونگذاران در مجلس خواستار شده است.
به گزارش وبلاگ تجديدنظر، در متن اين نامه آمده است:
بسمه تعالي
برادر عزيز و ارجمندم جناب آقاي دکتر افروغ
رياست محترم کميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي
با سلام و تقديم ادب و احترام
نقش کمنظير رسانهها در برقراري موازنه ميان دولتها و در معرفي هويت و ارزشهاي ديني، فرهنگي و تمدني ملتها، نکتهاي نيست که بر فرهيختهاي چون شما پوشيده باشد. کيست که دل در گرو ارزشهاي اخلاقي و انساني و برابري ملتها داشته و از وانفساي نظام سلطه رسانهاي جهان به ستوه نيامده باشد و کيست که نداند از جمله پيشقراولان سلطه در يکصدوپنجاه سال اخير، رسانههاي بينالمللي کشورهاي مسلط بودهاند. اما حيرتانگيز آنکه ما به عنوان قربانيان اين روند، بيشتر و شايد فقط نگران تأثيرات داخلي آن بوده و کمتر در انديشه موازنه بينالمللي آن برآمدهايم. طبيعي است که محصول چنين نگاهي به تدريج انقباض در عرصه داخلي و انفعال رسانهاي در عرصه بينالمللي بوده است، خاصه آنکه در کنار خود، تجربههايي چون گلاسنوست و متعاقب آن، فروپاشي شوروي سابق در نفوذ رسانهاي قدرتهاي مسلط غرب را شاهد بودهايم که طبيعتا سياستگذاران و دلسوزان کشور را نسبت به برنامهها و محتواي رسانههاي بيگانه نگرانتر ميسازد. تازه اين يک سوي ماجراست و سوي ديگر، چهره تخريب شده و نامناسبي است که از کشور عزيز ما به جهان روايت ميکنند تا ناصوابي را که بر ما روا ميدارند، موجه جلوه دهند.
در اين ميانه، آنچه در اين سالها چندان مورد اعتنا قرار نگرفته، نظام جامع رسانهاي است که هم در برگيرنده رسانههاي توسعه يافته در داخل و هم خالق رسانههاي نافذ و مؤثر براي کشور در عرصه بينالمللي است. شما نيک ميدانيد که سياستهاي فعلي رسانهاي بيشتر متوجه داخل، آن هم با غلبه نگاه مديريتي است و موضوع نقش بينالمللي رسانههاي ايران، هرگز به عنوان موضوعي ملي مورد بحث و مداقه قرار نگرفته است.
کشور عزيز ما در حالي به اقتضاي ويژگيهاي منحصر به فرد خود از ابتداي انقلاب اسلامي به عنوان قدرتي منطقهاي به چالشهاي بزرگ جهاني وارد شده که متأسفانه، هرگز از سامانه رسانهاي متناسبي پشتيباني نشده است و اين به مفهوم عبور از مسير دشوارتر و پرداخت هزينه بيشتر بوده است. نمونه اخير آن، همين بحث حقوق هستهاي ايران است که متأسفانه ما کمتر راه به افکار عمومي غرب به عنوان کشورهاي طرف مذاکره خود داشتهايم، حال آنکه آنان از صبح تا شام با رسانههاي خود، نه تنها مردم جهان بلکه ملت ما را نيز نشانه رفتهاند.
تعدد دفاتر رسانهاي و سازمانهاي وسيع و متنوع فرهنگي ايران در خارج از کشور به همراه واقعيت نحيف حضور بينالمللي رسانهاي ايران، حاکي از آن است که بهرغم توسعه کمي، آن هم چه بسا بيش از حد لزوم، متأسفانه عنصر کارآمدي و تأثيرگذاري به همراه راهکارهاي مناسب و استراتژي واحد مغفول بوده است. در حالي که با نگاهي دقيق، حرفهاي، علمي، همه جانبه و متفاوت، ميتوان اين سرمايهگذاريها را هم جهت كرده و چه بسا با هزينهاي بسيار کمتر در قالب رسانههاي مدرن و متنوع، نتايجي چندين برابر حاصل کرد.
از اين رو، از آن برادر دانشمند و اعضاي فرهيخته کميسيون فرهنگي، انتظار ميرود در فرصت باقي مانده مجلس شوراي اسلامي، موضوع نظام جامع رسانهاي کشور يا لااقل موضوع سياستگذاري و تدوين قوانين براي شکلدهي و تقويت حضور بينالمللي رسانهاي ايران را در دستور کار قرار دهند تا از اين رهگذر، ساماندهي رسانههاي نافذ و مؤثر بينالمللي در کشور عزيزمان براي «ايران به روايت ايران» و «جهان به روايت ايران» بيشتر مورد توجه قرار گيرد و کشور از اين ضعف مفرط و ناموجه رهايي يابد. در اين صورت، آن کميسيون نيز از خود يادگاري ماندگار به جاي خواهد گذاشت که در تاريخ کشور کمتر از توسعه صنايع استراتژيک نخواهد بود.
انشاءالله
ابوالفضل فاتح