صفحه اولآرشيوجستجوتماس با ماپيوندهاورزشيخبرنامه
 نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design


فؤاد صادقي

۲۱ فروردين ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۲:۲۶ تعداد بازديد: 19873 كد خبر: ۶۴۴۳۶

ارزيابي عملكرد ايران در بحران نظاميان انگليسي

با گذشت يك هفته از آزادي نظاميان بازداشت‌شده انگليسي، ابعاد نخستين چالش در رابطه جمهوري اسلامي با غرب در سال 1386، بهتر قابل ارزيابي است. همان‌گونه كه پيش‌بيني مي‌شد و رهبر انقلاب در نخستين روز سال جديد بر آن تأكيد كرده بودند، دوره جديدي در سياست خارجي جمهوري اسلامي آغاز شده است كه تفاوت‌هاي بنياديني با دوره‌هاي گذشته دارد.

هرچند بخشي از اين تغييرات، مولود چرخه دمكراسي در جمهوري اسلامي و تغيير دولت و مجلس نسبت به دوره اصلاحات است، اما ريشه‌هاي عميق‌تر آن از اصول سياست خارجي جمهوري اسلامي به ويژه عزت، سرچشمه مي‌گيرد و خست و يكجانبه‌گرايي غرب در مذاكرات طولاني خود با ديپلماسي اصلاحات، موجب شد نتيجه آن در آينه آراي مردم و تصميمات نظام، نمودار شود. اما درباره اين نمونه، موارد زير قابل توجه و دقت است:

1ـ همان‌گونه كه برخي از تحليلگران غربي نيز به خوبي دريافتند، دستگيري نظاميان انگليسي، حادثه‌اي تصادفي نبود، چه اين‌گونه بي‌احتياطي‌ها و قانون‌شكني‌ها را فراوان مي‌توان در كارنامه قواي نظامي آمريكا و انگليس در عراق و ناتو در افغانستان يافت. درواقع، اين رخداد را مي‌توان معلول افزايش حساسيت جمهوري اسلامي در برابر غرب و كاهش آستانه خويشتنداري و واكنش نيروهاي مسلح ايران در برابر تحركات نظامي در نوار مرزي جمهوري اسلامي ارزيابي كرد؛ بنابراين، خطاي آن دسته از سياسيون داخلي كه براي پوشاندن خطاهاي دولتمردان يا كمرنگ جلوه دادن دستاوردهاي نظامي در اين حادثه، آن را تصادفي دانستند، موجب انحراف از تحليل واقع‌گرايانه ابعاد واقعه‌اي مي‌شود كه دست‌كم به مدت دو هفته، موضوع نخست رسانه‌هاي بين‌المللي بود.

به بياني ديگر، اگر نيروهاي مسلح ايران در دوران تنش‌زدايي و اعتمادسازي در سياست خارجي، عبور نظاميان اشغالگر از مرزهاي بين‌المللي را در چهارچوب گزارش به دستگاه ديپلماسي پاسخ مي‌دادند و وزارت خارجه نيز با برخورد مسامحه‌آميز، صرفا به تذكراتي كم‌رنگ در اين‌باره بسنده مي‌كرد، اكنون در برابر ورود پانصد متري نظاميان بيگانه، به صورت عملي واكنش نشان مي‌دهند كه اين آستانه واكنش‌پذيري، مي‌تواند در آينده كاهش نيز يابد؛ هرچند در تجاوز دو سال پيش نظاميان انگليسي، عمق عبور آنان از مرز ايران به اندازه‌اي بود كه امكان عدم برخورد را فراهم نمي‌كرد.

2ـ با بازداشت نظاميان انگليسي، حادثه‌اي پديد آمد كه دست‌كم داراي سه بعد نظامي، رسانه‌اي و ديپلماتيك بود. هرچند هر سه بعد در مجموعه نظام مديريت مي‌شد، اما در بعد نخست و بخش عمده بعد دوم، كارگرداني بر عهده نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بود و در بخشي از بعد دوم و حوزه ديپلماتيك، دولتمردان نقش‌آفرينان اين پرونده بود؛ بنابراين، بايد براي ارزيابي دقيق عملكرد نظام در اين حادثه، هر يك از سه بعد به صورتي مجزا ارزيابي شوند.

در بعد نظامي، آن‌گونه كه كاپيتان به اسارت گرفته شده اظهار كرده است، حضور برق‌آساي هشت فروند قايق تندرو ايراني و محاصره نظاميان انگليسي تنها در عمق پانصد متري آب‌هاي ايران در چنان مدت زمان كوتاهي صورت گرفته كه نه امكان گذراندن اين مسير كوتاه و بازگشت به مرز عراق به نظاميان انگليسي داده شده است و نه امكان استمداد و اعزام نيروي واكنش سريع ارتش بريتانيا براي نجات اين گروه از نظاميان؛ بنابراين، سرعت عمل و توان نيروهاي نظامي ايران حتي در حالت پدافندي، نشان‌دهنده عمق پيامدهاي سنگين‌ هرگونه ماجراجويي نظامي غرب در منطقه است.

پيام ديگر اين اقدام، توانايي فوق‌العاده پاسداران جمهوري اسلامي در انجام عمليات‌هاي غيركلاسيك و غافلگيرانه است كه در صورت تحميل بي‌قانوني به نظام، مي‌تواند خاورميانه و دست‌كم شش هزار كيلومتر از مرزهاي جمهوري اسلامي را كه عمدتا در اشغال نيروهاي غربي است، به صحنه نمايش پيچيده و ‌مهارناشدني براي ايالات متحده تبديل كند.

3ـ در بعد رسانه‌اي، ابتكار ضبط تلويزيوني حضور نظاميان انگليسي در بازداشت و اعترافات آنان، موجب غافلگيري و سردرگمي غرب شد؛ اقدامي كه در ده‌ها سال جنگ سرد و چندين جنگ منطقه‌اي و جهاني، بي‌سابقه بود. همچنين اين ابتكار، موجب كاهش پيامدهاي ادعاهاي نظاميان انگليسي، پس از بازگشت به كشورشان شد.

هرچند وارد شدن برخي گروه‌هاي سياسي و چهره‌هاي افراطي به اين موضوع و استفاده ابزاري از جوانان پرشور توسط اين گروه‌ها براي فضاسازي داخلي، موجب ايجاد هزينه‌هايي شد، اما آنچه از سوي نظام در اين‌باره تصميم‌گيري و اجرا شد، ضربه سنگين به حوزه ممنوعه نيروهاي نظامي اشغالگر بود كه به رغم همه ادعاي وجود آزادي در رسانه‌هاي ايالات متحده كه در برابر انتشار عكسي از تابوت‌هاي سربازان آمريكايي، دچار بحران و سانسور مي‌شود، انتشار اظهارات لژيونرهاي انگليسي ـ كه عموما انسان‌هاي سرخورده، مطرود و از طبقات پايين جامعه هستند ـ نشان داد كه اقتدار تصويرشده از نظاميان غرب، تنها در انزواي 48 ساعت از بدنه اين ارتش‌ها مي‌شكند؛ امتيازي كه بسيجيان و نيروهاي مسلح ايران در آن وضعيت طاقت‌فرساي زندان‌هاي ارتش بعثي عراق، به مقاومتي ده‌ساله تبديل كردند.

4ـ واكنش بريتانيا و متحدانش به اين حادثه، قابل‌ پيش بيني بود؛ نخست، انتظار آزادي سريع، در مرحله دوم پرتاب الفاظ تند ديپلماتيك، گام سوم، تعليق روابط اقتصادي و سياسي و سپس گام چهارم، تعيين ضرب‌الاجل 48 ساعته براي روشن شدن سرنوشت اين نظاميان، مسيرهايي بود كه لندن با حمايت ايالات متحده، اتحاديه اروپا و به صورتي كم‌رنگ‌تر، شوراي امنيت سازمان ملل در سيزده روز به كار گرفت، هرچند در اين ميان، برخي چهره‌هاي سياسي با اهداف مصرف داخلي، قصد بزرگنمايي و يا كوچك كردن و حتي كتمان برخي از اين گام‌ها را دارند و در اين راه، از يك سو، عدم همراهي مورد انتظار آمريكا و شوراي امنيت با دولت بريتانيا را بي‌اهميت شمرده مي‌شود، اما از سوي ديگر، ضرب‌الاجل نخست‌وزير انگليس كه با صراحت با تعيين فرصت 48 ساعته بحراني، درباره ورود لندن به فاز بعدي تهديد كرده بود، كتمان مي‌كنند؛ رويكرد جناحي به حادثه‌اي ملي به شمار مي‌رود.

در اين ميان، به نظر مي‌رسد عدم همراهي آمريكا و شوراي امنيت با انگليس، نشان‌دهنده سر باز كردن شكافي پنهان است كه از تابستان گذشته و جنگ لبنان در اتحاد استراتژيك واشنگتن ـ لندن ايجاد شده و تحليل آن، فرصتي ديگر مي‌طلبد و آشكاري ضرب‌الاجل يا اولتيماتوم داده شده از سوي بلر _ كه متن خبر آن در زير به نقل از روزنامه تلگراف انگليس آمده_ به حدي است كه هر دانشجوي سال اول علوم سياسي نيز قادر به فهم آن است و كتمان آن از سوي مديران وازت خارجه در رسانه ملي، باز هم بر طبل مصرف داخلي كوبيدن در ديپلماسي است.

 Tony Blair believes the next day or two will be "fairly critical" in the negotiations to free the 15 Armed Forces personnel held by Iran. He also warns that, if "peaceful, calm negotiations" are not successful, "tougher decisions" will have to be taken

5ـ آزادي نظاميان انگليسي نيز همان‌گونه كه دستگيري آنان، اراده نظام به شمار مي‌رود، تصميم فرادستگاهي در جمهوري اسلامي بود، اما زمان، مكان و چگونگي آن، بر عهده دولتمردان گذاشته شد. همان‌گونه كه كارگرداني و اجراي ابعاد اول و دوم آن، بر عهده سپاه پاسداران گذاشته شده بود و شايد بتوان گفت، در حادثه‌اي كه با تدبير و ابتكار جمهوري اسلامي، فرصت مناسبي براي به دست آوردن امتيازات متعدد پديد آمده بود، به دليل شتابزدگي در نتيجه‌گيري، به حداقل‌ها بسنده شد و حتي زمينه وارد شدن آسيب‌هايي در آينده به كشور، به وجود آمد.

تجربه آزادي ديپلمات‌هاي آمريكايي در حادثه تسخير لانه جاسوسي، نشان داد كه خويشتنداري و تدبير در مرحله نهايي، مي‌تواند آثار درازمدتي به همراه داشته باشد. به رغم انتقاداتي كه به توافقنامه 1981 الجزاير درباره آزادي گروگان‌هاي آمريكايي وجود دارد، گنجاندن عبارتي كه حق پيگيري‌هاي حقوقي در اين‌باره را از طرفين سلب مي‌كند، موجب پيشگيري از تحميل هزينه‌هاي سنگين به كشور و نظام قضائي و سياسي ايالات متحده شد؛ امري كه به نظر مي‌رسد در مرحله نهايي اين حادثه، مغفول ماند.

بنابراين، در صورتي كه در آزادي اين نظاميان، دو روز تعجيل و يا حتي يك روز تأخير مي‌شد، خويشتنداري و تأثير نپذيرفتن ديپلماسي كشور از فشارهاي غرب جلوه بهتري مي‌يافت.

6ـ در بعد رسانه‌اي نيز افراط در نمايش تبليغاتي آزادي نظاميان انگليسي، عدم رعايت شئونات ديپلماتيك نظام، اقدامات سليقه‌اي و... باعث شد تا متانت و صلابت بخش‌هاي نخست اين حادثه تا اندازه‌اي تحت‌الشعاع قرار بگيرد. بنا بر نظر يكي از مقامات ارشد نظام، اگر مقصود از آزادي نظاميان انگليسي، تحقير بريتانيا بود، انتقال آنان به آبادان و معاوضه نظاميان انگليسي توسط فرمانده سپاه اين شهر، مقصود را بهتر مي‌رساند.



توجه به اين نكته ضروري است كه نظاميان انگليسي، نه نخبگان و سفراي فرهنگي كشورشان بودند و نه حتي نماينده قشر متعادلي از مردم بريتانيا. آنان همان‌گونه كه پس از مدت كوتاهي از بازداشت، قواعد نظامي گارد سلطنتي بريتانيا را نقض كردند و به اعتراف تلويزيوني در ايران پرداختند، به محض قرار گرفتن در موقعيت تطميع و فشار در فضاي داخلي انگليس، به اظهاراتي متقابل پرداختند؛ بنابراين به نظر مي‌رسد ارتقاي موقعيت اين نظاميان به سفراي فرهنگي و انتظار انتقال پيام فرهنگي جمهوري اسلامي به مردم بريتانيا توسط اين گروه نيز از ديگر خطاهاي تاكتيكي آزادي اين نظاميان بود و شايد اگر بعد مصرف داخلي و استفاده تبليغاتي از اين سوژه براي افكار عمومي و رقابت‌هاي سياسي داخلي كشور مطرح نبود، نمايش تبليغاتي آزادي، تجليل و بدرقه عجيب و بي‌سابقه از تعدادي نظامي متجاوز را شاهد نبوديم!

7ـ ردپاي پنهان موجود در حادثه تجاوز نظاميان انگليسي به آب‌هاي ايران، موضوع خط مرزي اروند است. با توجه به آن‌كه تنها سند موجود در زمينه توافقات مرزي دو كشور، توافقنامه 1975 الجزاير است و در دو مقطع آتش‌بس در جنگ تحميلي و سقوط صدام كه بخش‌هايي از اختلافات دو كشور، حل‌وفصل شد، ولي با وجود همراهي بخش‌هايي از دولت كنوني عراق، اين دولت همچنان بر روي اين موضوع ادعاهايي دارد. ورود نظاميان اشغالگر به عنوان مجريان قطعنامه 1727 سازمان ملل و با توجه به نفوذ كشورهاي اروپايي و ايالات متحده در محاكم حقوقي، مي‌تواند به بستري براي نقض حاكميت جمهوري اسلامي از سوي مجامع بين‌المللي حقوقي تبديل شود؛ بنابراين، اين پرونده همچنان از سوي طرفين حادثه، باز تلقي شده و نبايد از هشياري دستگاه ديپلماسي كشور كه به دليل موازي‌كاري و دخالت عناصر غيرمسئول، عملكرد چنان مثبتي در گرفتن امتيازات كافي در اين‌باره نداشت، كاسته شود. حتي در صورتي كه تنها يك يادداشت كوتاه رسمي، مبني بر پذيرش حضور نظاميان انگليسي در آب‌هاي ايران اخذ مي‌شد، امكان ادعاي حقوقي بعدي عليه جمهوري اسلامي از لندن گرفته مي‌شد و حاكميت ايران بر اروند، نيز بيش از پيش تثبيت مي‌شد. با اين حال به نظر مي‌رسد اصرار بر عذرخواهي انجام‌شده از سوي لندن، در حالي كه مقامات انگليس، منكر آن هستند، ادامه انفعال در اين موضوع باشد!

به هر تقدير، حادثه دستگيري و آزادي نظاميان انگليسي، نشان داد همان‌گونه كه رهبر انقلاب در آغاز سال خاطرنشان كردند،‌ دور جديدي در سياست خارجي جمهوري اسلامي آغاز شده است كه شايد آن را بتوان دوره تحميل هزينه‌هاي متقابل به غرب نام نهاد و طبيعتا مجموعه دستگاه ديپلماسي، دولت و رسانه‌هاي كشور بايد عملكرد خود را با مقتضيات اين دوره جديد، منطبق كنند.



  •   با سلام-تحليل جونداري بود دست شما درد نکنه.اما يه چيزي هم اشاره کنم:بنظر من اين همه هياهو براي آزادي نظاميان بخاطر تحقير انگليس نبود بلکه هيچکس تو دنيا از دولت ايران که توسط غرب دولتي ستيزه جو معرفي شده انتظار چنين خوشرفتاري با انگليس نداشت بعبارت ديگر جهان شگفت زده شد بيش از آنکه به هرچيز ديگر توجه کند.

  •   من به عنوان يك شهروند ايراني از ديدن صحنه بدرقه ذلت‌بار نظاميان متجاوز انگليسي، متأثر شدم.
    چطور 12 روز در بوق و كرنا كردند كه اينها عده‌اي متجاوزند اما ناگهان با جشني شكوهمند و عزت‌بار آنان را بدرقه كردند كه مايه خنده و پوزخند مردم شد و جوك‌هاي اس‌ام‌اسي زيادي بين ايرانيان رد و بدل شد.
    واقعاً اگر قرار باشد دشمنان متجاوز را اين‌گونه بدرقه كنيم ديگر چه اميدي براي ملت مي‌ماند كه متجاوزان ديگري در تجاوز به خاك و جان و مال و ناموس‌شان، جري‌تر نشوند و متعرض ايران اسلامي نشوند.
    چرا دولت بدون مشورت با كارشناسان اقدام مي‌كند. مگر عقل چند نفر در داخل دولت چقدر زياد است كه بر برداشت عمومي ملت سرافراز ايران غلبه دارد.
    مردم ايران اگر آقاي احمدي‌نژاد و طيف هوادار او را به رياست‌جمهوري برگزيدند به خاطر صلابت و مواضع عزتمندانه‌اي بود كه در ايشان سراغ داشتند. اگر مي‌دانستند قرار است در مقابل بزرگترين دشمن تاريخي ايران يعني انگليس و آن هم در مقابل پست‌ترين افراد دو رو و دروغگو و نظاميان متجاوز آنان كه اتهام جاسوسي آنان نيز از سوي برخي افراد مطلع مطرح بود اين گونه كوتاه بيايند و با لبخندي مليح و زيبا آنان را به آغوش توني بلر بفرستند چرا در دوران تبليغات انتخابات رياست‌جمهوري آن‌گونه مواضع ضد استكباري را اتخاذ كردند.
    مجلس شوراي اسلامي بايد در مقابل اين اقدام ذلت‌بار كه بر خلاف منويات و رهنمودهاي رهبري در سياست خارجي نظام كه مبتني بر عزت، حكمت و مصلحت است، رئيس‌جمهور، وزير امور خارجه و ساير مقامات دخيل در اين اقدام را به استيضاح و سؤال بكشند.

    يك روزنامه‌نگار ايراني

  •   دوهفته اقامت در ايران،ديدارخصوصي بادکتراحمدي نژاد،صبحانه کره محلي و عسل سبلان،ناهارآبگوشت بزباش،شام کباب بناب،حضوردرتمام بخش هاي خبري دنيا،يک دست کت و شلوار ،بليط پرواز مستقيم به لندن،به اضافه دهها هديه ي گرانبهاي ديگر..کافي است يکبار به آبهاي ايران تجاوز کنيد!!!

  •   چند نکته از یک ایرانی سی سال ساکن غرب ( کانادا ) برای اقای صادقی

    یکم ! در رسانه های غربی با تمام همنوایی با انگلیس حتی یک
    خط از التیماتوم بلیر نوشته نشده اگر سراغ دارید بنویسید ٬انچه بلیر گفته که دو روز اینده کروشیال است معنی التیماتوم ندارد
    دوم ٬ تسلیم شدن ملوانها هنوز در پشت پرده سیاست بار سنگینی بدوش دارد که خبرنگارسی ان ان انرا مصیبت خوانده در حالیکه دو ناو هواپیمابر امریکا در نزدیکی سواحل ایران مشغول گشت زنی همراه با فشار مضاعف تبلیغاتی !!برای کوتاه امدن ایران در
    عراق و غنی سازیست اما ایرانیان دل و جرعت بالایی داشتند که دست باین ریسک بزرگ زدند
    سوم ٬ ایران میدانست در بعد تبلیغاتی و بازگشت انها بانگلیس هیاهو بسیار خواهند
    کرد و تا حد ممکن و مقدور توانسته انها را خنثی کند٬ و نشانه واضح ان هم در پیامدبازگشت همین درد سریست که فروش و عدم فروش خاطرات !!!ملوانها در انگلیسو دوستانش ادامه دارد
    چهارومین و اخرین نکته ٬ انگلیس قصد تبلیغاتی زهر اگین در مورد دفاع از ابهای عراق در مقابل ایران و انداختن اختلاف دیرینه شط العرب و خاطره جنگ صدام را داشت که متاسفانه تا حدودی اعراب سنی منطقه را بطرف خودش کشید و ایران بایست که فقط در این
    مورد بسیار با احتیاط و با تعقل رفتار کند٬ عدم اجازه پرواز نوری المالکی !!از روی خاک ایرام اشتباهی بزرگ بود . با تشکر کریم از مونترال

  •   ضمن تشکر از سایت وزین بازتاب که طی روزهای اخیر با بررسی همه جانبه موضوع فوق الذکر سعی در روشن نمودن و بعضا" روشنگری در برخی موارد نموده که قابل تقدیر است. به چند نکته اشاره می شود.اول اینکه یکی از شرایط موفقیت هر کشوری در صحنه های مختلف انجام وظایف هر سازمان در چارچوب وظایف خود بوده و با هماهنگی و جمع بندی نظرات و پیشنها ها طرحی جامع برای تصمیم گیری به مسئولان ذیربط ارجاع می گردد.آیا براستی در کشور ما اینگونه است؟دوم ،وزارت خارجه حتی از جایگاه مجری نیز برخوردار نبوده و نهادی ضعیف است که وزیر و سفیر و ... آمده اند ...سوم،منافع ملی نیز در کشور یا بصورت سلیقه ای تعریف می شود یا بر اساس منافع شخصی و جناحی.و حتی متاسفانه نه بصورت حزبی که حداقل منافع حزب ایجاب می کند برای رای آوردن در دوره بعدی منافع ملی را نیز لحاظ نماید. من نیز شکل بدرقه متجاوزان انگلیسی را نه تنها درست نمی دانم بلکه معتقدم این مسئله هر متجاوزی را برای شکستن حریم امنیتی کشور جری تر می نماید.اما افسوس این حادثه نیز در حافظه تاریخی مردم وبویژه مسئولان کشور گم خواهد شد تا روزی دیگر و هزینه ای دیگر از جیب ملت ایران.براستی در آشفته بازار سیاست ایران همه گونه کالائی مبادله می شود بدون آنکه کیفیت و هزینه آن مرود بررسی قرار گیرد.

  •   http://www.pxgates.com/pp/index1.php?q=aHR0cDovL2JhenRhYi5pci9uZXdzLzY0MTE2LnBocA%3D%3D اي كاش وقتي مشخص ميشد دولت اقاي احمدي نژاد اشتباهي كرده است مثلا به اشتباه سايتي را بسته و خلاف قانون عمل نموده اقاي احمدي نژاد حداقل با دو خط نوشته ناقابل يا به يه جمله با لبخند ناقابل از ان عذر خواهي ميكرد هم به فرهنگ مملكت كمك مي كرد و هم ارزش قلم را در نظام ثابت ميكرد اما واقعا در خوب است در ماجراي بدرقه نظاميان انگليسي توضيح دهند هدفشان از اين كار چه بوده تلوزيون هم كه به گونه اي مرموزانه دارد همان صحنه خوش بش اقاي رئيس جمهور را مرتب پخش ميكند ايا واقعا اقي ضرغامي دوست احمدي نژاد است ايا تلوزيون مدافع منافع ملي است اين لينك را هم بخونيد مي چسبه

  •   اگرسپاه نبود كشور هم نبود . امام خميني(ره)-
    من رقمي نيستم كه بخواهم حرفي بزنم

  •   با تشکر از آقای صادقی بخاطر اشاره چند بعدی به این موضوع . آنچه که باید بیشتر مورد نظر مشاورین تبلیغاتی دولت قرار بگیرد نحوه اعلام خبر آزاد سازی انگلیسیها می باشد که بسیار احساسی و خلاف عزت و مصلحت جمهوری اسلامی ایران بود. حرکت رئیس جمهور و تعدادی از وزرا بالاخص وزیر خارجه در بدرقه نظامیان انگلیسی بایستی از سوی مجلس پیگیری و تذکرات لازم به آنها داده شود. بنده بعنوان یک جانباز جنگ تحمیلی از دیدن صحنه دیدار خندان مقامات ارشد نظام اسلامی با تعدادی بچه نظامی انگلیسی بسیار شرمسار و ناراحت شدم . خدا کند مملکت با این احساسی بازی آقایان دچار خسران غیر قابل جبران نشود. ای کاش همانقدر رافت و کرامت اسلامی که آقای رئیس جمهور و وزیر خارجه بدرقه راه نظامیان انگلیسی کردند در داخل نیز نثار مردم بی توقع و شهروندان این کشور می نمودند که روزی باید تاوان سیاست بازیهای احساسی این آقایان را بدهند.



  • نظرات و پیشنهادها:
    آدرس پست الکترونيکي :