سيد عمار کلانتري
آقاي احمدينژاد مثل هميشه غيرمنتظره عمل كرد و در نخستين كنفرانس خبري خود در سال 1386، به جاي خبر خوش هستهاي، دستور آزادي پانزده نظامي دستگيرشده انگليسي را اعلام كرد و خبر داد، اين نظاميان امشب آزاد ميشوند و خبرنگاران هم در مراسم آزادي آنان شركت خواهند داشت. اما آزادي اين افراد تا شب هم طول نکشيد و به محض پايان کنفرانس رئيسجمهور، همگان ديدند که نظاميان متجاوز، آزاد و با کت و شلوارهاي شيک اهدايي ايران، در نهاد رياست جمهوري ديده شدند و رئيس جمهور، وزير امور خارجه و اسفنديار رحيم مشايي که مدتي پيش ملاقاتهاي غير عادي با مقامات انگليسي داشت، با لبخند از آنها استقبال کردند.
رئيسجمهور، علت اين دستور خود را رأفت اسلامي عنوان كرد و هرگونه معامله و بده بستان را تكذيب كرد.
در رابطه با اين اقدام دكتر احمدينژاد، توجه به نكات زير خالي از لطف نيست:
1) اينكه علت اصلي اين اقدام از سوي رئيسجمهور ايران، رأفت اسلامي اعلام شده، با توجه به آيه كريمه «محمد رسولالله و الذين معه اشداء علي الكفار، رحماء بينهم»، که حوزه رأفت را از ديدگاه پيامبر رحمت (ص) مشخص ميکند، جالب توجه است؛ به ويژه اينكه احتمالا بايد اميدوار باشيم، آقاي بلر بر اساس رأفت اسلامي، نصرالله تاجيك، ديپلمات ايراني را كه ماههاست به طور غيرقانوني در انگليس بازداشت شده و نيز آقاي بوش بر پايه رأفت اسلامي، پنج ديپلمات ايراني ربودهشده در اربيل را آزاد كند.
2) نفي بده بستان و معامله يا به عبارت ديگر، گرفتن امتيازات متقابل از رقيب يا به قول هواداران رئيسجمهور، دشمن نيز جاي شگفتي است. اگر ما نخواهيم امتياز متقابل از طرف مقابل بگيريم، پس بايد حتما اين امتيازات را از دوستان بگيريم و ضمنا با نفي امتيازگيري، مفهوم جديدي براي ديپلماسي تعريف كنيم؛ چراكه در تعريف فعلي، ديپلماسي بنا بر داد و ستد در روابط بين كشورها تعريف شده و يا دستكم كشورهاي دوست و دشمن حاضر نيستند كوچكترين امتيازي بدون مابهازاي آن به ما بدهند.
3) با توجه به آنكه ظاهرا دكتر لاريجاني از سوي نظام، مأمور مذاكره در اين پرونده شده و مذاكراتي هم با دولت انگليس انجام داده بود، بهتر بود اگر تصميمي در اين زمينه گرفته شده، از سوي ايشان اعلام ميشد تا در افكار عمومي شايبه ... .
4) دستگيري نظاميان انگليسي توسط نيروي دريايي سپاه پاسداران صورت گرفته بود و رسيدگي به اتهامات آنان نيز در صلاحيت قوه قضائيه بود و با توجه به آنكه كليه امور نظامي كشور زير نظر ستاد كل نيروهاي مسلح و فرماندهي كل قوا قرار دارد، بهتر و انتظار اين بود كه تصميمگيري در اين رابطه با هماهنگي بيشتر ستاد كل نيروهاي مسلح انجام و اعلام ميشد.
5) اگر قرار بود اين نظاميان بر پايه رأفت اسلامي آزاد شوند، آيا بهتر نبود آنان را دو روز پيش و قبل از آنکه نخستوزير انگليس اولتيماتوم ۴۸ ساعته براي آزادي آنها بدهد، يا پس از گذشت اين مدت آزاد ميکرديم تا شايبه ارتباط آزادي آنان با گستاخي بلر به وجود نيايد.
6) برگزاري مراسم استقبال از آزادي نظاميان انگليسي، خريد لباس و گرفت عکس يادگاري نيز جاي تعجب دارد. اگر افراد مجرم هستد، پس نبايد مانند قهرمانان از آنان استقبال کرد و بدتر از آن، حضور پر از شوق و ذوق شماري از اعضاي کابيه در اين مراسم بود. هرچند اميد داريم نظاميان انگلسي فردا که به لندن رسيدند، نامهها و اعترافات خود را تکذيب نکنند.
7) همواره ايراد اصولگرايان و از جمله دكتر احمدينژاد به ديپلماسي اصلاحطلبان، تنشزدايي يكطرفه و دادن امتيازات فراوان به طرف مقابل بدون دريافت امتياز متقابل بود كه مصداق بارز آن تغليق دو و نيم ساله غنيسازي بود. اما اكنون چگونه دستگاه ديپلماسي دولت ميتواند از اين اقدام با ادبيات اصولگرايانه دفاع كند؟
۸) موضوع دستگيري و آزادي نظاميان انگليسي آزمون خوبي براي هواداران افراطي رئيسجمهوري بود تا آنان که تا امروز خواهان اخراج سفير انگليس و برخورد شديد تا سر حد اعدام با اين نظامي بودند، است؛ اگر آنگونه که تاکنون ديده شده، اين افراد بعدا رنگ عوض کرده و آزادي بي قيد و شرط نظاميان انگليسي را عين اصولگرايي و انقلابي بودن بدانند، اين نکته بر همگان اثبات ميشود که شخصگرايي و باندمحوري، شايستهتر از تفسير اصولگرايي براي اين نوع برخورد است.
با اين حال، به نظر نميرسد دانشجويان بسيجي که همواره مخالف توطئههاي قديميترين دشمن ملت ايران بودهاند، با کنار گذاشتن اصولگرايي اقدام دولت را بدون اعتراض بگذارند.
۹) حضور اسفنديار رحيم مشايي، رييس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري که رفت و آمدهاي پيشتر وي به لندن و ديدار غير منتظره و خلاف عرف ديپلماتيكش با وزير خارجه وقت انگليس خبرساز شد و بر اساس برخي قرائن در اين فرايند مؤثر بوده است، نيز جالب توجه است.
۱۰) هرچند نظاميان انگليسي با زدن لبخند در برابر رسانههاي داخلي و خارجي آزاد شدند، اما جا دارد در کنار اين لبخندها و شادماني مردم انگلستان، به ياد اشکها و نامههاي سوزان خانوادههاي شهدا، مفقودين و اسرايي باشيم که توسط آمريکا، انگليس و عوامل آنها در منطقه داغدار شدند و خانوادههاي عليرضا عسگري، نصرالله تاجيک و پنج ديپلمات قهرمان و در بند ربوده شده در اربيل، آخرين آنها به شمار ميروند.